. . . She missed me. Because she doesn’t know my value
قدر دانم نشد
باز از دست داده شدم
و باز تنها
و تنها ماند
همین تقدیر بود
که همیشه تنها ماند
به گناه عشق
و جزای دروغ
من از جنس خدا نیستم
اما با خدا وجه شبهی دارم
من تنها و خدا تنها تر از من
و خدا هم مرا تنها گذاشت
دگر در این دیر کاری با من نیست
باز باید بار سفر بندم و راهی دیری دگر باشم
دیری که قدرم دانسته شود
و خدایش تنها نباشد
و تنها نگذارد
من شاید آن جا ماندم تا ابد
و یا شاید باز هم ...




