تبليغاتX
تابوت

  . . . She missed me. Because she doesn’t know my value

قدر دانم نشد

باز از دست داده شدم

و باز تنها

و تنها ماند

همین تقدیر بود

که همیشه تنها ماند

به گناه عشق

و جزای دروغ

من از جنس خدا نیستم

اما با خدا وجه شبهی دارم

من تنها و خدا تنها تر از من

و خدا هم مرا تنها گذاشت

دگر در این دیر کاری با من نیست

باز باید بار سفر بندم و راهی دیری دگر باشم

دیری که قدرم دانسته شود

و خدایش تنها نباشد

و تنها نگذارد

من شاید آن جا ماندم تا ابد

و یا شاید باز هم ...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 19:54 توسط آرمیده |


 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 14:33 توسط آرمیده |