تبليغاتX
تابوت

تقدیم به آنان که از سفر اول ماندند و باز کربلایی خواهند شد .

 

عاقبت دل از قفس پرواز کرد

سوی شهر عاشقی آواز کرد

 

مسجد کوفه ندیدم، گفته اند

می توان عشق بازی را از آن آغاز کرد

 

سجدهگاه سرورم  مولا علی

درب جنت را کزان جا باز کرد

 

ناله های سوزناک فاطمه

کاش می شد دست حیدر باز کرد

 

آن مناجات علی در وقت شب

کی توان مثل علی ابراز کرد

 

کوفه را ترکش کنیم تا کربلا

روح از جسمم چنان پرواز کرد

 

کربلا سنگ تمام عاشقی

پرچمی از جنس حق افراز کرد

 

عشق و حرمت را کجا خواهی دگر

ز آن نوایی که ابوالفضل ساز کرد

 

خنده ی زیبای اصغر در بغل

شاید آن را با ربابش راز کرد

 

پیش چشم دشمنان کی می توان

آن سه ساله دخترک را ناز کرد

 

خط به خط قرآن سر نیزه چرا

با وجود خیزران آواز کرد

 

کربلا میدان خوبی و بدیست

کی توان آن را بر الفاظ کرد . .  .

 

 

     

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 23:13 توسط آرمیده |