تبليغاتX
تابوت - چتری فقط برای یک نفر

این آخر ها به این شعار سوگند یاد کرده ام که هر چتر فقط برای یک نفر...

مگر یک چتر چه قدر توان مقابله با نم باران را دارد . اصلا جور دیگر . مگر دل من چقدر گنجایش زخم و نیش دارد.این دلِ ریشم از من خواست کز این پس سوگند یاد کنم که هر چتر فقط برای یک نفر ...

خودت می گفتی که هر چه دل گوید همان کن . یادَت نیست ؟ من همان کردم که دل گفت . اما این بار عاجزانه دست بر دامان گرفت ، التماسم کرد ، قسم داد مرا، باورم داد  که هر چتر فقط برای یک نفر...

شانه ام همیشه از زیر چتر در باران نم می گرفت . و  من بر همین نم ، لبخند عشق داشتم و کمی هم دلخوش که او قطره ای هم اذیت باران نمی شود اما ... همین شد که سوگند خوردم ، هر چتر فقط برای یک نفر ...

دلم نرم بود به نرمی خاک اما آن قدر باران بر شانه ام نم نشاند که قلب گل شد .و حالا از سنگ هم سخت تر .

مانده ای زیر باران ؟ نه این لبخند رضایت نیست . این همان نفرت و بغض ِ فرو مانده در بطن دلم است که تو از خود برایم ساختی . نمی گذارم که دوباره به چتر م بیایی و دلم را مشمول خود کنی . با خیال راحت می گذارم و می روم تا زیر باران ، نفرتم را درک کنی. از کنارت بی احساس عبور می کنم .اما این بار خیالم راحت است که لا اقل شانه هایم دگر خیس نمی شوند.خیال راحت است که چترم فقط مال خودم است . عاقبت می میری ، می مانی تنها بر زمین سرد و خیس از باران نفرت عابران و رهگذرانت . و تا آن زمان که عشق را فقط چتری برای در امان ماندن از خیسی باران تعریف کنی ، من باز بر سوگندم وفا دارم. تا آن زمان مسافر ِ هر چتر فقط یک نفر...

 

 

          

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 14:16 توسط آرمیده |